المحقق السبزواري
648
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
دينار بود . گفت : خ اجازت نماى تا اين جزوى را بر حواله نمايند . خ فرمودم تا آن را برگرفتند و او را شكر بسيار گفتم . بعد از آن گفت : خ يا سيّدى ! نوعى باشد بديع از فرشها و بساط فرمودهام تا مرا يك خانهوار « 1 » جامه بافتهاند در ارمنيّه « 2 » ، و آن ده مصلّى است كه هريك با تمامت دست از چهار بالش و نهالى « 3 » و مطارح و بساطها جمله مذهّب راست به زر كشيده . پنج هزار دينار بر آنجا صرف شده است ، امّا به ده هزار دينار مثل آن نتوان يافت . اگر به وزيرى دهى ، بندهء تو شود و اگر هديهء خليفه سازى ، نيكو باشد و اگر بهر خود نگاه دارى ، بدان متجمّل گردى . ، و بفرمود تا تسليم كردند و چون بديدم ، هرگز مثل آن نديده بودم و هيچكس را با خويشتن در آن شريك نتوانستم كرد و در روز تطهير نو يك نوبت خانه بدان بياراستم و تا اكنون همچنان نونهاده است . پس ، مرا ملامت مىكنى اى پسر ؟ چنين مردى را اى پسر برپا نخيزم و تواضع نكنم ؟ » عبد اللّه مىگويد : « گفتم : خ لا و اللّه كه به همه تبجيل و تعظيم سزاوار است . خ و بعد از آن پدرم هرگز كسى را از عمل معزول نكردى كه با وى طريق احسان سپردى و همه نيكوييها در حقّ او بهجا آوردى و گفتى احمد بن ابى خالد بن حسن حرف به ما آموخت . » حكايت آوردهاند كه پيوسته ميان آل بويه و سامانيان طريق تودّد معمول بود و آل بويه خراج رى و مال آن ، نزديك آل سامان فرستادندى و در عهد نصر بن احمد « 4 » آن قاعده مطروح گشت و هردو جانب يكديگر را رعايت مىكردند و چون نوبت امارت به نوح بن نصر « 5 »
--> ( 1 ) . يعنى به اندازه و متناسب نياز يك خانه . ( 2 ) . در نسخههاى مر و مج « ازمنه » ضبط شده است ، ولى ظاهرا در اصل همان « ارمنيه » صحيح باشد . جغرافيدانان اسلامى غالبا آن را به صورت « ارمينيه » ضبط كردهاند . براى نمونه ، نك : معجم البلدان ، ج 1 ، صص 159 تا 161 ؛ اصطخرى ، ص 155 . ( 3 ) . تشك . ( 4 ) . نصر دوم پسر احمد كه از 301 تا 331 ق . حكومت كرد . ( 5 ) . نوح اول پسر نصر دوم از 331 تا 343 ق . حكومت كرد . هنگامى كه او به حكومت رسيد ، عضد الدوله ( حكومت :